❤عشــــق..❤
عشـــ♥ـق یعـــــنی
وقــتـــــی ناراحــــــتم
وقتــــــــی بغض کـردم
بغلم کـــنی و بگـــــــی
ببیـــنم چشـــــماتو
منـــو نـــــــگاه کن
اگه گریــــــــــه کنی
قـــــــــــهر میکنم میرمـا...!!
متن عاشقانه,عکس عاشقانه,عکس ومتن عاشقانه,عشق,عاشقی,غمگین,متن غمگین,متن دلگیر,عکس غمگین,دلنوشته,دلنوشته های غمگین,دل نوشته های دلگیر,دلنوشته های عاشق,نوشته های ادبی,,
صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ
عشـــ♥ـق یعـــــنی
وقــتـــــی ناراحــــــتم
وقتــــــــی بغض کـردم
بغلم کـــنی و بگـــــــی
ببیـــنم چشـــــماتو
منـــو نـــــــگاه کن
اگه گریــــــــــه کنی
قـــــــــــهر میکنم میرمـا...!!
قول داده اَم...
گاهـــﮯ
هَر اَز گاهـــﮯ
فانـــوس یادَت را
میاטּ ایـטּ کوچه ها بـﮯ چراغ و بـﮯ چلچلـﮧ، روشَـטּ کنَم
خیالـت راحـَــت!
مَـטּ هَماטּ منـــَــم؛
هَنوز هَم دَر این شَبهاے بـﮯ خواب و بـﮯ خاطـــِره
میاטּ این کوچـﮧهاے تاریک پَرسـﮧ میزَنـَم
اَما بـﮧ هیچ سِتارهے دیگـَرے سَلام نَخواهــَـم کَرد....
تـــــو نـــــیستی...
امـــــا مـــــن بـــــرایت چـــــای مـــــیریزم!
دیـــــروز هـــــم کـــــه نـــــبودی بـــــرایت بـــــلیط ســـــینما گـــــرفتم!
دوســـــت داری بـــــخند!
دوســـــت داری گـــــریه کن،
و یـــــا دوســـــت داری مـــــثل آیــــــینه مـــــبهوت باش!
مـــــبهوت مـــــن و دنـــــیای کـــــوچکم!
دیـــــگر چـــــه فــــــرقی مـــــیکند،
بـــــاشی یـــــا نــــــباشی!
مـــــن بـــــا تــــــو زنـــــدگی مـــــیکنم!
مــטּ تــنــهــا کـــمــﮯ مــتــفــاوتــمـ ....
وقــتــﮯ تـــمـــام בرבهـــاﮮ בنــــیـــا
روﮮ شــانـــﮧهـــاﮮ בפֿـــتـــَرانــﮧ ام کــوه مــﮯ شــود
و مــטּ بــﮧ پـــهــنـــآﮮ تمـــام کــــــوه پـــایــــﮧ هـــا
لـــبــפֿــنــב مـــﮯ زنــــم....
ســــ ـــ ـــخت است...
سخت است درک کردن
دخــــ ـــــتری که غــ ـــم هایـــــ ـش را
خودش میـــ ــداند و دلش ...
که همه تنـــ ـــــ ـــــها لبــــخـــندهایش را میبینند ؛
که حســــ ــــــ ـــــرت میـــــخورند
بـــخاطر شاد بودنــــ ــــ ـــش ...
بخاطر خنده هایـــــــ ــــــــ ــــش ...
... و هیــــــ ـــــــــ ــــــچکس
جز همان دختـــــ ـــــر نمیــ ـــداند چقدر تنهاســ ـــــت ...
که چقدر میـــــــــ ـــــــ ـــــترسد ...
از باخـــــــــ ــــــــتن ...
از اعتــــ ــــــ ــــــمادِ بی حاصلش ...
از یــــــ ـــــــــ ــــــخ زدن احساس و قلبــــــ ـــــــ ــــش ...
از زندگــــــ ـــــــــــ ــــــی
...
چـه کــار بــه حـرفـ ــــ مـردم دارم
زنـدگــی مـن همیــن استــ ــــ ...
شبـ ـــ کـه می شـود
روی تــختم دراز میــــــکشمـــ ...
عـاشقـانه ای مـی نـویســـم ...
خیـــره مـی شــوم بـه عکســتــ ـــــ
و بـا خـودم فکـر مـی کنـــم
مگــر مـی شــود تــو را دوستــ ـــ نـداشـتــ ـــــ ...!!
تــَمآم هوآ رآ بو مـے کشم
چشم مـےدوزم
زل مـے زنم…
انگشتم رآ بر لبآטּ زمیـטּ مے گذآرم:
” هــــیس…
!مـے خوآهم رد نفس هآیش بـﮧ گوش برسد…!”
امآ…!
گوشم درد مـےگیرد از ایـטּ همـﮧ بـے صدآیـے
دل تنگـے هآیم را مچالـﮧ مـے کنم و
پرت مـے کنم سمت آسمآטּ!
دلوآپس تو مـے شوم کـﮧ کجآے قصـﮧ مآטּ سکوت کرده ایـے
کـﮧ تو رآ نمـے شنوم...
این روزهـا...
ته فنجـــانهــ ـــا ...
دنبال کمی صداقت میگردم
کیکهای نیم خورده را زیرو رو میکنم
شاید کمی مهــ ـربانی درش مانده باشد!
این روزها
شمعها هم...
نـــ ـــــور ندارند!
و مــ ــــــن تنهــ ــا...
روی آخرین صندلیه کافه...
میان دود سیگارم غرق میشوم...
غرق آرامشـــ ـــــــی که نیــست!!
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...
گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
گاهی دلگیری...شاید از خودت.
این روزها
بیشتر از هر زمانی
دوست دارم خودم باشم !!
دیگر نه حرص بدست آوردن را دارم
و نه هراس از دست دادن را .....
هرکس مرا میخواهد بخاطر خودم بخواهد
دلم هوای خودم را کرده است ...
همین...
چشمهایت را ببند ،
در دلت با خدا سخن بگو ،
به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو ؛
هرچه میخواهی بگو ، او میشنود ...
شاید بخواهی تورا ببخشد ،
یا آرزویی داری ،
شاید دعایی برای یک عزیز و یا شکرش ،
بگو میشنود . . .
این لحظه ی زیبا را برای خودت تکرار کن ؛
پرواز دلت را حس خواهی کرد ...
می خندم!
دیگر تب هم ندارم
داغ هم نیستم
دیگر به یاد تو هم نیستم
سرد شده ام
سرد سرد
نمی دانم
شاید…
شاید دق کرده ام!
کسی چه می داند…
بی حسم کردی.... نسبت به تمام حس های دنیا...!
بعضى اتفاق هاى خوب
اونقدر دیر مى افتن
كه باید رو به آسمون كرد
و گفت : وقتش گذشت
مال خودت...!
صدای ما رو
از پشت شیشه ی مانیتور می شنوید...
مانیتوری که الان ، خیلیا پشتش بغض دارن
مانیتوری که الان ، خیلیا دستشون
زیر چونشونه
در ضمن ،
پشت همین مانیتور هم خیلیا دلشون گرفته....
بی خیال تمام هیاهوی اطراف
بر ساحل زندگی قدم می زنم
بی خیال فکر تو
دنیای خود را نقاشی می کنم
بی خیال تمام آنچه باید باشد
نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم
بی خیال همه رفت ها
به داشته های خود دل می بندم
اما
بگذار قدم بزنم...
قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی
این روزها...
غروب عشق برای من
حیات دوباره خورشید
در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!
نسیم دریا بر لبانم می نشیند
با خود می اندیشم
گویا
عشق در همین حوالی ست...
و باز می گویم
شاید
تا غروب عشق
نیمروزی باقی ست...
مـــــــن…!
مرا که میشنـاسی؟! خودمم
کسی شبیه هیچکس!
کمی که لابه لای نوشته هایم بگردی پیدایم میکنی
مهربان، صبور، کمی هم بهانه گیر
اگر نوشته هایم را بیابی ، منم همان حوالی ام!!
نــه نمـے دانــے…!
هیچــکس نمــے دانــَـد…!
پشت ِ ایــ ن چهــره ے آرامـ در دلـَـــ م چه میگــذرد…!
نمـے دانـے…!
کســے نمـے داند…..!
ایــ ن آرامش ِ ظاهــــــر و این دل ِ نـــــــا آرام…!
چقــدر خسته امـ میکنــد…!
افسوس که دیگه اون نیست…. !!
گـاهـی دلِـت مـیـخـواد هـمـه بـغـضـات
از تــو نـگـاهِـت خـونـده بـشـه
کـه جـسـارت گـفـتـن کـلـمـه هـا رو نـداری…
امـا یـه نـگـاه گُـنـگ تـحـویـل مـیـگـیـری
و یـه جـمـلـه مِـثـلـه: چـیـزی شـده ؟؟؟!
اونـجـاسـت کـه بـُغـضـتـو
بـا یـه لـیـوان سـکـوتـت سـر مـیـکـشـی
و بـا لـبـخـنـد مـیـگـی :
نــه هـیـچـیــ.....
من زنم.....وقتی خسته ام...
وقتی کلافه ام....وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمی شکنم...شیشه ها را نمی شکنم
غرورم را نمی شکنم....دلت را نمی شکنم
در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد
این بغض لعنتی است
بعضــے وقتــا سُڪـوت میڪُنــے
چُوטּ اینقـבر رَنجیـבے
ڪــہ نمـے خواے حَرفـے بزنـے . . .
بَعضـــے وقتــــا سُڪــوت میڪنـے
چُوטּ واقعـاً حَرفـے واســہ گـُفتن
نـَבارے . . .
گاه سُڪـــوت یــہ اعتراضــہ . . .
گــاهـے هم انتظار . . .
اما بیشتر وقتــــا سُڪـــوت
واســہ اینــہ ڪہ هیچ ڪلمــہ اے نمـے تونــہ
غمـے رو ڪــہ تو وجوבت
בارے،توصیف ڪنــہ...!
ما فڪر میڪنیـم بدتـریـטּ درد
اَز دستـ ـ ـ ـ دادטּ ڪسیہ ڪہ دوستـش داریم !
اَمّــ ــــا ….
حَقیقتـ ـ ـ ـ اینہ ڪہ :
اَز دستـ ـ ـ دادטּ خـودمـوטּ ،
و اَز یــاد بُردטּ اینڪہ ڪے هستیـم و چقدر اَرزش داریم ؛
گـاهے وقتہا خیلے دردنــاڪ تـره … !..
به هرکسی که می رسی ، می گوید :
آدم فقط یکبار عاشق می شود ..
دروغ است …
تو باور نکن …
مثلاً خود من ، هرروز ، دوباره ، عاشقت می شوم …
از تو برايم چه مانده؟
بغضي مهار نشدني و يک عکس سه در چهار
دقايقي که ميخواهمت و نيستي
حرفهايي که ميخواهم و نميزني
شنيدني هايي که ميخواهم و نميگويي
تعليق و انتظار، سردي تو و گرمي اشک هاي من
بي خبري هاي پي در پي
مهري که دارم و بي مهري هاي تو
کلامي که نياز دارم و مجالي براي بيانش نيست
و يک دنيا خاطرات کشنده
تو چقدر با سخاوتي و من چقدر ثروتمند
گاهی سخت می شود …
دوستش داری و نمی داند
دوستش داری و نمی خواهد
دوستش داری و نمی آید
دوستش داری و سهم تو از بودنش
فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت
دوستش داری و سهم تو
از این همه ، تنهایی است ....
من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دوراندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درداشنادیوانه است
میروم شایدفراموشت کنم
بافراموشی هم اغوشت کنم
میروم از رفتنم دل شادباش
از عذاب دیدنم ازاد باش
گرچه توتنهاتراز مامیروی
ارزودارم ولی عاشق شوی
ارزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سردرا
میرسدروزی که بی من لحظه ها
را سر کنی میرسد روزی
که مرگ عشق را باورکنی
می رسد روزی که تنها در کنار
عکس من نامه های کهنه ام را
مو به مو از بر کنی..
تمامتنم میسوزداززخمهایی که خوردهام
دردِیکاتفاق که شایدبااتقاقِ تـو،
دردش متفاوت باشدویرانم میکند؛
من ازدست رفته ام،شکسته ام،
میفهمی؟
به انتهایِ بودنم رسیدهام؛
امااشک نمیریزم...
پنهان شده ام پشتِل بخنـدی که
دردمیکند...
خسته ام از تظاهر به ایستادگی
از پنهان کردن زخم هایم
زور که نیست !
دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و
با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!
............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم
میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...!
چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!
خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی .....
میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .!
چگونه استـــ حال من…
با غمـــ ها می سازمــــ…
با کنایه ها می سوزمــــــــــ…
به آدم هایی که مرا شکستند لبخند می زنمـــــــــ…
لبخندی تـــلخـــــــ….
خــــــــــداونــــــــــــــــــــدا…
می شود بگویی کجای این دنیـــــــــــــا جای من استــــــــ…
از تــــــــــــــو و دنـــیایی که آفـــــــــــریدی
فقط در اعماق زمینـــــ اندازه یه قـــــــبر
فقط یک قبـــــــــــــــر…
در دور تـــــــــــرین نقطه جــــــهانــــ
می خــــــــــــواهمـــــــــ...
خــــــــدایـــــا خــــــسته ام خــــــستهـــــــ…
تبادل لینک
هوشمند
برای
تبادل لینک
ابتدا ما را با
عنوان وبلاگ
عاشقانه
و آدرس
sohananas.LXB.ir
لینک نمایید
سپس مشخصات
لینک خود را در
زیر نوشته . در
صورت وجود لینک
ما در سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 40
بازدید هفته : 84
بازدید ماه : 80
بازدید کل : 153461
تعداد مطالب : 192
تعداد نظرات : 27
تعداد آنلاین : 1
کد حرکت متن دنبال موس
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
√ کد آیکن کنار نوار آدرس
شارژ شاپ
خرید شارژ ایرانسل+هدیه
عماد گرافیست
»تبلیغات شما در اینجا«
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
کد حرکت متن دنبال موس
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
کد حرکت متن دنبال موس …………………♥..♥
***********صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 7 صفحه بعد